أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
402
آثار الباقيه ( فارسى )
گوييم : هرگاه بخواهيم اوائل سالهاى مبنى بر تاريخ توفان را برابر رأى ابو معشر بدست آريم سالهاى تمام تاريخ توفان را مىگيريم و همواره عدد پنج را بر آن افزوده و مجموع را بدل به هفته مىسازيم و آنچه باقى ماند علامت اول توت است يعنى آن روز از هفته بدست آمده و اگر مقصود بدست آوردن آغاز ماهها باشد بر روز اول سال براى هر ماه تام كه بيش از مطلوب ما منقضى شده عدد دو را مى - افزاييم و مجموع را بدل به هفته مىكنيم و هرچه باقى ماند علامت آغاز آن ماه است . اگر همين مقصود را در تاريخ فيلفس بخواهيم كار سابق را بعينه تكرار مىكنيم جز اينكه بر سالهاى تام بختنصر همواره بايد عدد چهار را افزود و بر سالهاى فيلفس عدد يك را . اگر همين مقصود را در تاريخ اسكندرى بنابر روش سريانيان بخواهيم به اندازه ربع آن بر آن مىافزاييم و همواره بر مجموع مىافزاييم و اگر از كسور چهار يكها يك روز باقى ماند آن را به روزها ملحق مىسازيم و به آنچه روز تام كم آمده توجه نمىكنيم و نيز هرچه كه باقى ماند در حساب نمىآوريم سپس اعداد صحاح را بدل به هفته مىكنيم علامت تشرين اول بدست مىآيد و اگر مقصود دانستن آغاز ماهها باشد بر علامت سال براى هر شهر تامى كه پيش از آن گذشته سه روز مىافزاييم در صورتى كه آن ماه سى و يك روز باشد و گرنه دو روز درحالىكه ماه سى روز است و مجموع را بدل به هفته مىكنيم علامت آن ماه بدست مىآيد و اگر به ماه شباط رسيديم و سال كبيسه نبود براى آن چيزى در نظر نمىگيريم ولى اگر سال كبيسه بود يك روز بايد در نظر گرفت . سال كبيسه را اينطور مىتوان شناخت كه بر سالهاى تام اسكندر همواره عدد دو را بيفزاييم و مجموع را بدل به هفته كنيم اگر چيزى باقى ماند آن سال كبيسه نيست و اگر نماند سال كبيسه است . اگر در سالهاى اسكندرى مانند روميان عمل كنيم بر سالهاى تام آن 4 / 1 3 مىافزاييم و اعمال قبلى را انجام مىدهيم علامت ينواريوس كه كانون آخر است